يا فاطمة المعصومه
دختر سلطان امكان حضرت معصومه است خواهر شاه خراسان حضرت معصومه است
چون بود از خاندان وحي آن عالـــــي نسب عالم اســــرار قرآن حضرت معصومه است
گـوهر ايمــــــــان منور مي شود با مهر او پرتو انــــــوار ايمان حضرت معصـــــــــومه است
دختر سلطان امكان حضرت معصومه است خواهر شاه خراسان حضرت معصومه است
چون بود از خاندان وحي آن عالـــــي نسب عالم اســــرار قرآن حضرت معصومه است
گـوهر ايمــــــــان منور مي شود با مهر او پرتو انــــــوار ايمان حضرت معصـــــــــومه است

شهر مکه در ظلمت و سکوت سنگینی فرو رفته بود و اثری از حیات و فعالیت به چشم نمی خورد ؛ تنها ماه ، مطابق معمول آرام آرام از پشت کوه های سیاه اطراف ، بالا آمده و شعاع کمرنگ و لطیف خود را بر روی خانه های ساده و خال از تجمل و همچنین ربگزار های دور شهر ، پهن می کرد .
کم کم شب از نیمه گذشت و نسیم لذت بخش و مطبوعی سرزمین تفتیده ی حجاز را فرا گرفت و آن را برای مدت کوتاهی آماده ی استراحت ساخت ؛ ستارگان هم در این هنگام به این بزم بی ریا ، رونق و صفا بخشیده و به روی ساکنین شهر مکه لبخند می زدند .
اکنون سحر است و مرغان سحر خیز و شب زنده دار ، با لحنی روح افزا در آن هوای بهشتی نغمه سرداده و گویا با معشوقی راز و نیاز می کنند .
کرانه ی افق مکه در آستانه ی سپیده ی سحری است ، ولی هنوز سکوت ابهام آمیزی بر شهر حکومت می کند ، و همه در خواب هستند ، فقط « آمنه » بیدار بود و دردی را که در انتظارش بود احساس کرد ... درد رفته رفته شدیدتر شد ... ناگهان چند بانوی ناشناس و نورانی را در اطاق دید که بوی خوشی از آنان به مشام می رسید . متحیر بود که ایشان چه کسانی هستند و چگونه از در بسته داخل شده اند ؟!
طولی نکشید که نوزاد عزیزش به دنیا آمد و بدین ترتیب دیدگان آمنه پس از ماه ها انتظار در سحرگاه هفدهم ربیع الاول به دیدن فرزندش روشن شد .
همه از این ولادت خوشحال بودند ، ولی در این هنگام که « محمد » شبستان تاریک و خاموش آمنه را روشن می کرد جای همسر جوانش « عبد الله » خالی بود چون او در بازگشت از سفر شام در مدینه در گذشت و در همان جا به خاک سپرده شد و آمنه را برای همیشه تنها گذارد .
***
« محمد » به دنیا آمد و همراه با ولادت او حوادثی در آسمان و زمین مخصوصاً در مشرق زمین که مهد تمدن آن روز بود ، پدیدار گردید .
این حوادث به منزله ی سریع ترین وسیله ی خبرگزاری آنروز جهان بود که از حادثه ی مهمی خبر می داد ، و از آنجا که این نوزاد می بایستی آداب و رسوم کهنه و خرافی ملت ها را در هم بکوبد و اساس و شالوده ی نو برای پیشرفت و ترقی انسان ها بریزد ، از همان روزگار اول « زنگ بیدار باش » را به صدا در آورد .
کاخ با عظمت انوشیروان که شبحی از قدرت و سلطنت ابدی ! را در نظر ها مجسم می کرد و مردم به آن و صاحبش چشم دوخته بودند ، آن شب لرزید و چهارده کنگره ی آن فرو ریخت و آتشکده ی فارس که شعله های آتش آن هزار سال زبانه می کشید به یکباره خاموش شد و خاکساران آن معبود خیالی و سوزنده که حجاب های تعصب و تقلید غلط به آنان مهلت فکر و مطالعه نمی داد ، به حقیقت و جهت دیگری متوجه شدند ؛ همچنین خشکیدن دریاچه ی ساوه ، منطقه ی عظیم دیگری را بیدار ساخت .
***
امام صادق علیه السلام فرمودند :
هر مسلمانی که به هنگام مراجعه ی برادر مسلمانش ، در انجام خواسته ی او بکوشد چون کسی است که در راه خدا جهاد نماید .
نوشته شده توسط عارف عبد اله زاده
از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود : علامات شیعه پنج چیز است : پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شب و روز خواندن ، زیارت اربعین خواندن ، انگشتر به دست راست کردن ، گذاشتن پیشانی در سجده بر روی خاک ، بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز
سلام با توجه به گستردگی مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید.
حتماً بخوانید!